خلاقیت و نوآوری

خلاقيت و نوآوري – تفاوت مخترع و کارآفرين
خیلی از افراد ابداع، خلاقیت، اختراع، نوآوری و … را مترادف با هم می دانند. اما هر یک از این کلمات، تعریف خاص خود را دارند.
ابداع به معنی خلق چیزی از صفر یا هیچ، فقط مخصوص خداوند است. فقط خداست که همه ی خلقت را بدون الگوی قبلی آفریده است. انسان ها هم چیزهای جدید خلق می کنند، اما در خلق آنها از الگوهای موجود در جهان ایده می گیرند. مثلا اگر بخواهيم حيوان عجيب الخلقه اي را در ذهن ترسيم کنيم، ممکن است چشم های زنبور، گردن دراز زرافه، پاهاي تمساح، گوش هاي فيل و بال هاي سنجاقک را یکجا جمع کنیم! در واقع موجود جديدي خلق شده است. اما با عناصري که از قبل و در جاهاي مختلف وجود داشته اند.
وقتی که از خلاقيت صحبت مي شود، منظور يک فرايند ذهني براي خلق ايده و حداکثر، ساخت نمونه اي واقعي از آن است. خلاقيت عرصه ي آزمايشگاه ها و کارگاه هاست، بنابراين در حوزه ي عمل “مخترعين ” قرار مي گيرد.
در “نوآوري ” قدمی جلوتر می رویم. نوآوري معطوف به بازار و محصول است. “نوآور” کسي است که محصولی جديد يا روش توليدي جديد و يا حتي نحوه ي کسب و کار جديدي را به بازار عرضه مي کند. نوآوری به زبان ساده، تبدیل ایده ی خلاقانه به محصولی است که مردم به عنوان مشتری حاضر باشند آن را بخرند و استفاده کنند. پس تا زمانی که ايده در حد فکر، نظر و حتي ساخت نمونه اي آزمايشگاهي است، بحث خلاقيت، و زماني که آن ايده به محصول تبديل مي شود، به مقداري توليد شده و در بازار مورد خريد و فروش قرار مي گيرد، بحث نوآوري را داريم. به تعبير تئودور لويت ، خلاقيت، فکر کردن به چیزهای جدید و نوآوري انجام چيزهاي جديد است.
در دنياي رقابتي امروز، خلاقيت و نوآوري شاهرگ حياتي شرکت ها هستند و برای بقا، موفقیت و ایجاد مزیت رقابتی بسیار حائز اهمیت اند.
خلاقیت پایه ی نوآوری و نوآوری پایه ی کارآفرینی است. زماني که بر مبنای ایده ای خلاقانه و جدید، نوآوری صورت می گیرد و این نوآوری موجب ایجاد یک کسب و کار جدید، تولید ثروت و افزایش سطح رفاه جامعه می شود، کارآفرینی اتفاق افتاده است.
کارآفرين، فرد خلاقي است که براي ايجاد يک کسب و کار و در نتيجه، کسب سود و کاميابي، به دنبال به کار بردن ايده هاي جديد و استفاده از فرصت هاي طلايي و نابي است که معمولاً به چشم ساير افراد نمي آيند. در واقع کارآفريني نتيجه ي فرايند سيستماتيک و منظمي است که خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي ها و فرصت هاي بازار پيوند مي زند. در اینجا نکته ی ظریفی هم وجود دارد: ایده ی خلاقانه ی شروع کسب و کار، ممکن است توسط خود کارآفرین خلق شده باشد و ممکن است کارآفرين با پرداخت حق امتياز يک اختراع به مخترع آن، از ايده ي وي در کسب و کار خود استفاده کند.

حال با اين فرض، به نظر شما «اديسون » يک مخترع است يا يک کارآفرين؟ يک فرد خلاق است يا نوآور؟
(تذکر اول فصل را به خاطر بياوريد. قبل از آن که ادامه ي مبحث را بخوانيد، قدري فکر کنيد و به سوال مطرح شده پاسخ دهيد.)
اگر در مورد اين سوال به ميزان کافي فکر کرديد، بد نيست بدانيد: اديسون تا زماني که در آزمايشگاه خود، مشغول کشف و اختراع بوده است و حتي تا شبي که ميهماناني را به باغي که از قبل، لامپ هاي الکتريکي را در ميان درختان آن، کار گذاشته بود دعوت کرده و سپس با اتصال الکتريسيته و روشن کردن لامپ ها، همه را به تعجب از اين اختراع بزرگ واداشت، در حوزه ي خلاقيت و اختراع قدم مي زده است. اما وقتي که پس از مدتي کارخانه ي «جنرال الکتريک» را بنا مي کند و لامپ الکتريکي توليد کرده، به فروش مي رساند، به حوزه ي نوآوري و کارآفريني وارد شده است.
بنابراين، حق با شما بود! اديسون هم يک مخترع خلاق است و هم يک کارآفرين نوآور.