ویژگی های کارآفرینان

همان طور که در مطالب پیش اشاره شد، هرگز نمي‌توان خصوصيات دقيقی برای کارآفرينان و فعالیت های کارآفرینانه تعريف كرد. هر فردی می تواند به طور بالقوه، یک کارآفرین باشد. یک پرستار، منشي، كارگر خط‌مونتاژ، فروشنـده، مـكانيـــك، خانم خانه‌دار، مدير، مهندس، مسئول قبول سفارشات رستوران، کارگر بازیافت زباله و…، با سوابق تحصیلی، موقعیت های اجتماعی و خانوادگی، تجارب کاری متفاوت، مرد یا زن و از هر نژاد و ملیتی ممکن است فردا ایده ای را در ذهن داشته باشد که وضعیت امروز او را کاملا دگرگون کند. پس قالب مشخصی برای کارآفرین شدن وجود ندارد. اما برخی ویژگی ها بین اغلب کارآفرینان مشترک است.

در مطالعه ی افراد کارآفرین، رویکرد های مختلفی وجود دارد. ما در اینجا به دو رویکرد معروف شخصیتی و رفتاری، می پردازیم:

رويكرد ويژگي‌هاي شخصيتي
اين رويكرد به تعريف ويژگي‌هايي می پردازد كه شخصيت كارآفرينان را از ديگران جدا مي‌كند. در مجموعه ی تحقیقات متفاوت و متنوعی که به مبحث ویزگی های شخصیتی پرداخته اند، خصوصیات بسیار گسترده ای مطالعه شده اند. ما در این کتاب از بین همه ی آنها به چند مورد که مد نظر اکثریت محققین بوده است، می پردازیم:

مركز كنترل

مرکز کنترل بیانگر اعتقاد افراد به نیروی کنترل کننده ی زندگی شان است. اگر جزو افرادی هستید که موفقیت ها و شکست هایتان را به قضا و قدر و طلسم و جادو و شانس و … نسبت می دهید، مرکز کنترل بیرونی دارید و اما اگر موفقیت ها و شکست هایتان را ناشی از عملکرد خودتان و نه هیچ چیز دیگر می دانید، مرکز کنترل درونی دارید. کارآفرینان در مقایسه با مردم عادی، دارای مرکز کنترل درونی تری هستند.

حس استقلا ل طلبي
كارآفرينان دوست دارند كار را به شيوة خودشان انجام دهند و كاركردن براي ديگران برايشان مشکل است. يكي از سخت ‌ترين شرایطی که فردی با روحیه ی کارآفرینانه با آن مواجه می شود، وقتی است كه مصر به انجام كاري باشد اما رئيس اش چنین جملاتی به او بگوید: “وظيفه‌اي كه به تو داده شده را انجام بده و فكر مسائل ديگر نباش” ، “بعداَ به اين كار هم شايد برسيم، فعلاً گزارشي كه از تو خواسته بودم را تكميل كن” و …
كارآفرينان دوست دارند همه‌ي مسؤوليت موفقيت، يا شكست يك كار را به‌عهده داشته باشند. و رئیس خود بودن، یکی از جدی ترین نیاز های آنهاست.

نياز به توفيق‌طلبي
نیاز به توفیق طلبی، به زبان ساده میل به موفقیت و مقبولیت یافتن است و افراد را به سوی درگیر شدن با رفتارهای کارآفرینانه سوق می دهد. در واقع، کارآفرینان به دلیل وجود چنین نیازی، به کارهایی می پردازند که هر کسی توان انجام آنها را ندارد.

خلاقيت و نوآوري
یکی از ویژگی های خاص کارآفرینان که آن ها را از سایر افراد متمایز کرده و به عنوان جزئ جدا نشدنی کارآفرینی مطرح می شود، خلاقیت و نوآوری است.
خلاقیت، توان توليد ايده‌هاي جديد و نوآوری، به عمل در آوردن این ایده هاست. این ویژگی خاص منجر به تولید محصولاتی متفاوت، منحصر به فرد و جدید می شود. در فصل دوم این کتاب، به تفصیل در رابطه با این ویژگی جذاب صحبت خواهیم کرد.

مخاطره‌پذيري
تقريباً در تمـام تعاريفـي كه از کارآفرینی و كـارآفرينان ارائه شده است، به نوعـي از ريسک‌پذيري ياد شده است. ريسک‌پذيري ـ خواه مالي باشد، خواه اجتماعي يا رواني، بخشي از فرآيند كارآفريني است.
کارآفرینان توان مخاطره پذیری دارند اما بی گدار به آب نمی زنند و ریسک های متوسط را می پذیرند. ریسک پذیری بسیار زیاد، ویژگی بارز قمار بازان است، نه کارآفرینان.

رويكردرفتاري
این رویکرد به مسير زندگي كارآفرينان می پردازد. و به دو دسته‌ي تجربيات و پيش‌زمينه كارآفرينان تقسيم می شود.
باز هم تاکید می کنیم که این ویژگی ها، قالب استانداردی نمی سازد، بلکه فقط بیشترین تکرار ها در جامعه ی آماری کارآفرینان را نشان می دهد.

سـوابق و پيش زمينه كار آفـرينان
محيط خانوادگي کارآفرينان در کودكي، تحصيلات، سن و تاريخچة شغلي، از جمله مواردي‌ هستند که در تحقیقات پیرامون سوابق کارآفرينان مورد بررسی قرار گرفته اند.

محيط خانوادگي در كودكي
در تحقيقات خاصي که دربارة محيط خانوادگي كارآفرينان انجام گرفته، موارد زير بررسي شده است: فرزند چندم بودن، شغل و موقعيت اجتماعي والدين، و نوع رابطه با والدين.
بررسي چندمين فرزند خانواده بودن نتايج ضد و نقيضي داشته است.
برخي مطالعات نشان مي‌دهد كه بسياري از كارآفرينان در دوران كودكي، مشكلاتی جدي‌ از جمله مرگ والدين، جدايي يكي از والدين براي مدت قابل توجهي و يا فقر و ساير مشكلات محيطي را تجربه كرده‌اند. به‌نظر مي‌رسد دوران كودكي نسبتاَ سخت، كارآفرينان را براي مقابله با مشكلات و مسائلي كه در آينده‌ي شغلي تحمل خواهد كرد آماده كرده و يا به آنها قدرت تحمل بيش‌تري بخشيده است.
در مورد تأثير شغل والدين كارآفرينان شواهد محكمي وجود دارد كه نشان مي‌دهد اغلب، پدران خود اشتغال يا كارآفرين داشته‌اند. این موضوع برای کارآفرین بسیار الهام بخش است. چرا که استقلال و انعطاف‌پذيري پدر در امور خود اشتغالي خويش، از سنين كودكي در ذهن کارآفرين تثبيت مي‌شود.
صرف‌نظر از اينكه والدين كارآفرين باشند يا نه، شايد بتوان گفت ارتباط همه جانبة والدين با فرزندانشان، مهم‌ترين جنبة تأثير محيط خانوادگي در شكل‌گيري نياز به فعاليتهاي كارآفريني در فرد است. والدين كارآفرينان پشتيبان كودكان‌اند و خصوصيات استقلال طلبی، توفيق طلبی و مسئوليت‌پذيري را در آنها تشويق مي‌كنند.

تحصيـلات
اگر چه براي شروع فعاليت اقتصادي، تحصيلات رسمي لازم نيست ـ مثلاً آندرو کارنگي، ويليام دورانت، هنري فورد، توماس اديسون، و ويليام لير همگي در مقطع دبيرستان ترک تحصيل کردند ـ اما تحصیلات، پيش زمينة خوبي برای حل مشکلاتی که کارآفرین با آنها مواجه می شود ایجاد مي‌كند. بنا بر تحقيقی که دکتر داريوش محجوبي ، استاد دانشگاه تگزاس انجام داده است، سطح تحصيلات كارآفرينان و نوآوران در طول سال‌هاي مختلف، متفاوت بوده است. در دوره‌اي هنري فورد و توماس اديسون، در مقطع دبيرستان ترک تحصیل می کنند و در دوره ای دیگر مايكل دل، بيل گيتس و مؤسسين گوگل، دانشگاه و تحصيلات دانشگاهي را رها مي‌كنند. محجوبي معتقد است، دوره‌هايي هم وجود دارد كه تحصيلات دانشگاهي جزو مرحله‌هاي رايج براي كارآفرينان بزرگ بوده است. به‌نظر مي‌ رسد در دنیای امروز، با رشد بالاي فناوري ها، پیچیدگی های محیط کسب و کار، رقابت، روش های مختلف مدیریت و نوآوری و… تحصيل در رشته‌هاي مديريت و كسب‌وكار تأثير انكارناپذيري بر فعالیت های کارآفرینانه داشته باشد.

ســـن
نمي‌توان سن مشخصي را براي شروع فعاليت كارآفرينانه پيشنهاد کرد. اما بررسی نتایج حاصل از تحقیق در این زمینه نشان می دهد که اغلب کارآفرینان، حرفه ی کارآفرینی خود را بین سنین 22 تا 45 آغاز می کنند و درصد قابل توجهی از آنان در دهه ی 30 زندگي به فعالیت های کارآفرینانه روی آورده اند. اين ميانگين سني هيچ محدوديتي را ايجاد نمي‌كند، ولي شروع حرفة كارآفريني در سنين جواني بهتر از سنين پيري است. عموماً كارآفرينان مرد، فعـاليت كـارآفرينـانة خود را در اوايل 30 تا 40 سالگي آغاز مي‌كنند، در حالـي‌ كه كـارآفرينان زن در اواسـط 30 تا 40 سالگي به فعاليت كارآفرينانه دست مي‌زنند.

تاريخچـة شغلـي
تاريخچة شغلي یعنی تجربه های شغلی فرد، در گذشته. همان طور که گفتیم، نارضايتي از جنبه‌هاي مختلف شغل، مانند نبود چالش يا فرصتهاي ارتقاي شغلي، نا‌كامي ها، كارهاي ملا‌ل‌آور، سرکوب ایده های جدید و… اغلب انگيزة خوبي است تا فرد فعاليت كارآفرينانة نوپايي را آغاز کند. هنگامي ‌كه تصميم به ايجاد فعاليت كارآفرينانه‌ اتخاذ شد، تجربه های فني و صنعتي گذشته اهميت مي‌يابند. به ‌ويژه تجارب در زمينه‌هاي مالي، توسعة كالا و خدمات، توليد، افزايش شبکه‌هاي توزيع، و تهية طرح بازاريابي بسیار مهم است.
اغلب شركت‌هاي موفق كارآفرينانه، حداقل يكي از مؤسسين‌شان در صنعت مشابه قبلاَ كار كرده‌اند و داراي تجربه بوده‌اند.

انگيـزش
چـه چيـزي باعث انگيـزش كارآفريـن مي‌شود تـا تمـام خطرها را قبول کند، فعاليت كارآفرينانة خود را آغاز کند، و با وجود تمام موانع نااميـد كننده بـر سـر ‌راه پيـروزي حرفـة كارآفريني خود را پيش ببرد؟ خيلي‌ها مايل‌اند فعاليت كارآفرينانة نوپايي را آغاز كنند و در واقع منابع مالي و تجربيات لازم را نيز دارند، ولي فقط تعداد بسيار كمي عملاً فعاليت اقتصادي خود را آغاز مي‌کنند. افـرادي كـه شغـل ايـمن و بـي‌دغدغه دارند، خانواده‌اي دارنـد كه بايد از نـظر مالي تأمينش كنند، و از نـحوة كنوني زندگي خود راضي‌اند و به‌ طور منطقي براي اوقات بيكاري احتمالي برنامه‌ريزي پيش‌بينـي شده‌اي دارند، اغلب به پذیرش ريسكهايی كـه لازمة فعاليت كارآفرينانه است علاقه‌اي ندارند.
با اين همه، انگيزشهايي كه سبب مـي‌شود فـرد به تنهـايي به فعـاليت كارآفرينانه دست بزند بسيار متنوع‌اند. دليلي كه بيش از همه براي كارآفرين شدن ذكر مي‌شود استقلال است؛ يعني فرد نخواهد براي كس ديگري كار كند. تمايل به اينكه فرد رئيس خودش باشد همان چيزي است كه هم زنان و هم مردان كارآفرين را در سراسر جهان وا مي‌دارد تمام ريسكهاي اجتماعي، رواني و مالي را بپذيرند و سبب مي‌شود ساعتهاي طولاني را كار كنند تا فعـاليت كـارآفرينانة نوپاي خود را پديد آورنــد و با مـوفقيت پيش بـرند.
در بين مردان پول عامل دومي است كه فرد را وا مي‌دارد فعاليت كارآفرينانة نوپاي خود را آغاز كند، در حالي ‌كه در بين زنان، به ترتيب اولويت، رضايت شغلي، توفيق، فرصت پيشرفت، و پول انگيزه‌هاي اصلي هستند. اين عوامل انگيزش كه در درجة دوم اهميت قرار دارند، تا حدودي موقعيت شغلي و خانوادگي فرد را نشان مي‌دهند و بازتابي از الگوهاي نقش كارآفرين هستند.

 منبع : “کارآفرینی ، یک جرعه از بینهایت”، سید علیرضا فیض بخش