فرآیند تصمیم گیری کارآفرینانه

فرایند یعنی حرکت از چیزی به چیز دیگر. فرایند تصمیم گیری کارآفرینانه یعنی حرکت از زندگی معمول و جاری به سمت ایجاد یک کسب و کار کارآفرینانه ی جدید. شاید به زبان ساده تر بتوان گفت این فرایند یعنی شما تصمیم بگیرید وضعیت فعلی را رها کنید و کارآفرین شوید!

این تصمیم که به نوعی نخستین گام در ایجاد یک فعالیت کارآفرینانه است، تصمیم ساده ای نیست. تغییر شغل یا سبک زندگی و انجام چیزی جدید، متفاوت و تا حدی ناشناخته، همراه با ریسک بوده و انرژی بسیار زیادی را می طلبد. افراد با انگیزه های متفاوتی اقدام به چنین کاری می کنند.

تصور کنید شما کارمند بخش تحقیق و توسعه ی یک شرکت هستید و در حین کار به ایده ای می رسید که می تواند فرایند های تولیدی جدیدی را توسعه دهد.

یا شما کارمند بخش بازاریابی هستید و با نیازهای ارضا نشده ی مشتریان، در بخشی از بازار مواجه می شوید.

احتمالا اولین کاری که انجام می دهید، مطرح کردن موضوع با کارفرمایتان است. اما اگر کارفرما با بی تفاوتی به یافته ی بکر شما نگاه کند و بگوید شرکت نیازی به آن ندارد، چه احساسی خواهید داشت؟

اگر سرخورده به سر کار خود بر گشتید و تا چند ساعت آینده همه ی موضوع را فراموش کردید که هیچ، اما اگر این یافته ی بکر، ذهن شما را به شدت درگیر خود کرده و به شما انگیزه ی پیگیری داد، تصمیم می گیرید شغل فعلی خود را –هر چند که امنیت مالی و اجتماعی شما را در حال حاضر تامین می کند- ترک کرده و بنگاه اقتصادی جدیدی را برای به اجرا در آوردن ایده تان راه اندازی کنید.

اگر حالت دوم اتفاق افتاد، ما به شما تبریک می گوییم. شما توانسته اید فرایند تصمیم گیری کارآفرینانه را با موفقیت پشت سر بگذارید.

همان طور که متوجه شده اید، شاید بتوان “نارضایتی” را به عنوان محرکی بسیار قوی برای غلبه بر سکون و جدا شدن از سبک جاری زندگی و خلق چیزی جدید نام برد. این نارضایتی فقط مربوط به شاغلین نیست. افراد بازنشسته، اخراج شده ها، جویندگان کار و… نیز به نوعی دچار نارضایتی هستند. به طور مثال، وقتی دانشجویی پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد، نمی تواند ترقی شغلی پیدا کرده و نیازهای مادی و معنوی اش را به طور شایسته، ارضا کند، دلزده می شود، تصمیم می گیرد شغل فعلی اش را ترک کرده و کسب و کاری مطابق میل خود، راه اندازی کند. نتایج تحقیقی که طی سال های 81-80 در دانشگاه صنعتی شریف صورت گرفته است، نشان می دهد که درصد بسیار زیادی از کارآفرینان برتر ایرانی، فعالیت خود را در شرایط اضطرار شروع می نمایند.

اما آیا این نارضایتی، به تنهایی برای اخذ چنین تصمیمی کافی است؟ قطعا خیر.

خانواده ی فرد، معلمان، همقطاران و فرهنگ حاکم بر جامعه در تمایل به اخذ این تصمیم بسیار اثرگذار هستند. فراموش نکنید فرد، در حین اخذ این تصمیم بسیار مردد و دو دل بوده  و هر گونه حمایت یا مخالفتی می تواند در کیفیت تصمیم او نقش داشته باشد. بدیهی است در جامعه ای که حامی و مشوق تشکیل شرکت جدید است و کارآفرینی را به عنوان یکی از مهم ترین مشاغل قلمداد می کند، افراد بیشتری به سمت فعالیت های کارآفرینانه خواهد رفت. پس گام اول را تمایل فرد می نامیم. چرا که شرط لازم قبل از انجام هر عملی، تمایل است. گام دوم، بررسی امکان تشکیل فعالیت کارآفرینانه ی نوپا خواهد بود.

 منبع : “کارآفرینی ، یک جرعه از بینهایت”، سید علیرضا فیض بخش