فرآیند کارآفرینانه

فرآيند شروع فعاليت كارآفرينانة نوپا، در فرآيند كارآفرينانه‌اي تجسم مي‌يابد كه دايرة شمول آن فراتر از آن است كه فقط به حل مشكلات بپردازد. كارآفرين با غلبه بر نيروهايي كه در برابر پيدايش چيزي جديد مقاومت مي‌كنند، بايد موقعيتي را بيابد، ارزيابي كند و آن را توسعه دهد.

اين فرآيند چهار مرحلة مجزا دارد:

  1. شناسايي و ارزيابي فرصت
  2. تدوين طرح تجاري
  3. تأمين منابع مورد نياز
  4.  ادارة بنگاه تأسيس شده

اگر چه اين مراحل به ترتيب پيش مي‌روند، اما هيچ‌يك بدون ديگري کامل نيست. مثلاً براي شناساييوارزيابي موفقيت‌آميز فرصت (مرحلة 1) كارآفرين بايد نوع فعاليت اقتصادي مورد نظر را در ذهن داشته باشد. (مرحلة 4).

جدول جنبه‌هاي فرآيند كارآفرينانه

شناسايي و ارزيابي فرصت تدوين طرح تجاري تأمين منابع مورد نياز ادارة بنگاه
– ايجاد و افزايش فرصت- ارزش حقيقي و مفهومي  فرصت 1- صفحة عنوان2- فهرست مندرجات3- خلاصة مديريتي – منابع موجود كارآفرين- فاصله بين  منابع و                                         ملزومات موجود – شيوة مديريت- متغيرهاي كليدي براي موفقيت
– خطر احتمالي و بازده  فرصت 4- تحليل  صنعت5-  شرح فعاليت اقتصادي –  دسترسي به منابع مورد نياز – شناسايي مشكلات ومشكلات بالقوه
– تناسب فرصت با مهارتها و اهداف کارآفرين- موقعيت رقابتي 6- طرح توليد7- طرح بازاريابي8- طرح  سازماندهي – اعمال سيستمهاي كنترل
9- ارزيابي مخاطره10- طرح مالي
11-  ضمائم (مدارك)

مرحله اول: شناسايي و ارزيابي فرصت

شناسايي یک فرصت خوب تجاری و ارزيابي آن يكي از مشكل‌ترين كارهاست. فرصتهاي خوب تجاري به صورت ناگهانی ظاهر نمی شوند، بلکه باید با هوشياري به دنبالشان گشت. کارآفرینان، مدام در پي يافتن احتياجات و فرصت ها هستند، تا محصول بهتري توليد کرده و فعاليت كارآفرينانة نوپايي را شروع کنند.

اكثر كارآفرينان براي شناسايي فرصتهاي تجاري سازوکار استاندارد و نظام‌مندي ندارند، ولي نگاه تیز بینی داشته و از بین منابع مفيدي که در اطرافشان است، فرصت ها را استخراج می کنند. یکی از این منابع مفید، مصرف کنندگان هستند. تا به حال چندبار شنيده‌ايد كه شخصی مي‌گويد: «اگر محصولي بود که….» همين جمله می تواند جرقه ی راه اندازی یک  فعاليت اقتصادي جديد باشد.

منبع مفید دیگر، اعضاي شبكة توزيع و خرده فروشان هستند. شبکه های توزیع، محصولات را به دست مصرف کنندگان نهایی می رسانند. در نتیجه در ارتباط مستقیم با انها بوده و از نیاز هایشان آگاه اند.

با استفاده از این منابع، دسترسی به نیاز های ارضا نشده ای که می تواند منجر به راه اندازی یک کسب و کار شود، راحت تر خواهد بود. در واقع هر روز تعداد زیادی سیب در اطراف ما به زمین می افتد، اما آنچه که وجود ندارد، دیدگاه نیوتنی است!

به هر حال این فرصت تجاری از هر جا استخراج شده باشد، باید در بوته ی آزمایش گذاشته شده و ارزیابی شود. شايد بتوان گفت كه ارزيابي فرصت، بحراني‌ترين قسمت در فرآيند كارآفرينانه است. در ارزیابی، فرصت پیدا شده را بالا و پایین می کنیم، ارزش حقیقی و مفهومی ان، خطرات احتمالی و بازده اش، میزان تناسب اش با مهارت ها و اهداف خودمان، مزیت متفاوت آن در محیط رقابتی و … موضوعاتی است که باید در حین ارزیابی، بررسی شود.

آیا تغییرات و پیشرفت های فناوری، به زودی فرصت به دست آمده را از چرخه ی اقتصادی بیرون می زند؟

برای این فرصت، چقدر بازده وجود دارد؟

و…

برخی معتقدند که می توان تقاضا را در حین فعالیت کارآفرینانه ایجاد کرد. اما تجربه نشان داده است که این موضوع، در عمل محقق نشده و باعث شکست می شود.

اندازة بازار و محدودة فرصت، اساس اولية تعيين ريسكها و پاداشهاست. اين ريسكها نشان دهندة بازار، رقابت، فناوري و ميزان سرماية درگير است. نتیجه ی سنجش ريسكها و پاداشها، باید نشان‌ دهد که آيا نفع مالي فرصت، متناسب با ريسكهاي آن هست یا خیر.

تحليل فرصت يا آنچه که اغلب برنامة ارزيابي فرصت مي‌نامند، همان طرح تجاري نيست. تحليل فرصت در مقايسه با طرح تجاري بايد خلاصه‌تر باشد؛ به جاي تمركز بر كل فعاليت كارآفرينانه، مركز فعاليتش به فرصت معطوف شود؛ و پايه‌اي براي اين تصميم‌گيري فراهم آورد كه آيا روي اين فرصت كار بشود يا خير.

در طرح تحليل فرصت باید شرح توليد يا خدمات، ارزيابي فرصت، ارزيابي كارآفرين و تيم همكار وي؛ مشخصات همة فعاليتها و منابع مورد نياز به منظور تبديل فرصت به فعاليت كارآفرينانة‌ اقتصادي موفق و عملي و منبع سرمايه جهت تأمين اعتبار نخستين فعاليت كارآفرينانه، میزان رشد و شكوفايي آن و… مشخص شود.

جهت ارزيابي فرصت ابتدا بايد به سؤالهاي زير پاسخ دهيم:

  • فعاليت كارآفرينانه ی مبنی بر این فرصت، پاسخ‌دهنده ی چه نيازي در بازار است؟
  • مشاهدات شخصي فرد دربارة اين نياز در بازار چه چيزهايي بوده است؟
  • شرايط اجتماعي حاکم بر اين نياز کدام است؟
  • چه حق ثبت هايي براي تحقق اين نياز لازم است؟
  • چه رقابتي در اين بازار وجود دارد؟
  • بازار بين‌المللي چه وضعيتي دارد؟
  • رقابت بين‌المللي چه وضعيتي دارد؟
  • هزينة اجراي اين فعاليت از كجا تأمين مي‌شود؟

مرحله دوم: تدوين طرح تجاري

حالا اگر با تمام ارزیابی های انجام شده، فرصت خوبی پیدا کرده اید، وارد مرحله ی دوم می شود. در این مرحله باید برای فعالیت تان نقشه بکشید! شايد اين مرحله مشكل‌ترين قسمت در روند كارآفريني باشد. اهمیت یک طرح تجاري خوب، در موفقیت کسب و کار تا حدی است که فصل های 4، 5، 6 و 7 کتاب را به آن اختصاص داده ایم. در این فصل ها به تفصیل در رابطه با طرح تجاری، صحبت می کنیم.

مرحله سوم: تعيين منابع مورد نياز

منابع مورد نياز براي ايجاد فعالیت نيز بايد مشخص گردد. اين فرآيند با برآورد منابع فعلي كارآفرين آغاز مي‌شود. در ابتدا باید منابع حساس و حياتي از منابعی كه فقط كمك‌ كننده‌اند، متمايز شود.

کارآفرين بايد كوشش کند تا جاي ممكن موقعيت مالكيت خود بر شركت را حفظ کند، این موضوع خصوصاً در مرحلة آغاز کار بسیار مهم است. بدیهی است كه با شروع فعاليت اقتصادي، نیاز به بودجه و اعتبار برای رشد و توسعه، افزایش پيدا مي‌كند و اين امر مستلزم آن است كه مالكيت بيشتري واگذار شود. بنا بر این هر كارآفرين باید پس از بررسی راههاي موجود دیگر، اقدام به واگذاري قسمتي از مالكيت خود كند.

مرحله چهارم: ادارة بنگاه

حالا منابع مورد نیاز جمع شده است، طرح تجاری هم دارید و برای اجرای طرح باید منابع را به کار ببندید. بنابراین به اداره ی بنگاه می رسیم. باید ساختار مناسب، متغیرهای کلیدی رسیدن به موفقیت و شیوه ی مدیریت تان را تعریف کنید. در اداره ی بنگاه، به سیستم کنترل نیز نیاز دارید. کنترل یعنی پیدا کردن نقاط انحراف از برنامه. اگر در اداره ی بنگاه، موفق عمل نکنید، مراحلی که پشت سر گذاشته اید، به دردتان نخورده و با شکست مواجه خواهید شد.

 منبع : “کارآفرینی ، یک جرعه از بینهایت”، سید علیرضا فیض بخش