کارآفرینی یعنی چه؟

كارآفرينی یعنی چه؟

به چه کسی كارآفرين می‌گویند؟

کارآفرینان چگونه بر اقتصاد تاثیر می‌گذارند؟

آیا می‌توان کارآفرین بودن را یاد گرفت؟

و…

چنین سوالاتی همیشه در مورد موضوع کارآفرینی مطرح بوده است و در سال های اخیر، افزایش تعداد افرادی که این سوالات را در ذهن دارند، نشان دهنده ی توجه هر چه بیشتر ملی و بین المللی به کارآفرینی است. این سوالات ساده به نظر می رسند اما شاید کمی غیر منتظره باشد که بدانید با وجود تمام این توجهات، تا این لحظه تعریف پذیرفته شده ی جامع و فراگیری از کارآفرینی ارائه نشده است!

در طول تاریخ، همواره توجه افراد مختلفی از جمله اقتصاددانان، روان شناسان، تاجران و حتی سیاستمداران به این موضوع جلب شده و هر کدام از زاویه ی نگاه خود تعریفی را برای کارآفرینی مطرح کرده اند. بدیهی است به دلیل تفاوت هایی که در نگرش این افراد وجود دارد، تعریف ها با هم متفاوت هستند و مفاهیمی مثل ریسک پذیری یا نوآوری، دائما در حال حذف یا اضافه شدن به تعریف هاست!

جالب است بدانید در دوره های مختلف، گاهی به دلالان و واسطه ها کارآفرین گفته می شده و گاهی به سازندگان کلیسا ها، ساختمان های عمومی شهر، قلعه ها و تاسیسات نظامی! گاهی تجار و بازرگانانی مثل مارکوپولو کارآفرین بوده اند و گاهی مخترعانی مثل ادیسون!

گویی افراد در دوره های مختلف، به فراخور ویژگی های خاص محیطی شان، درک متفاوتی از کارآفرینی داشته اند و هر کدام، قسمتی از فیل را در تاریکی تجربه کرده اند! 

اگر چه به طور دقیق نمی توان قالب مشخصی را برای کارآفرین بودن اشخاص ارائه داد، اما در بین تعاریف مختلف، مشترکاتی وجود دارد که می تواند راهگشا باشد.

تعريفي به نسبت جامع از كارآفرينی

در میان همه ی تعاریفی که تا کنون ارائه شده، تعریف “رابرت هیستریچ” از جامعیت بیشتری برخوردار است:

“كارآفريني فرآيند خلق چيزيجديد و با ارزش است از طريق راه‌اندازي يك كسب‌وكار و با اختصاص زمان و تلاش مورد نياز، با در نظر گرفتن ريسكهاي مالي، رواني واجتماعي، به منظور رسيدن به رضايت شخصي، پاداش‌هاي مالي، و ارضاي نياز استقلال‌طلبي.”

اين تعريف، بدون در نظر گرفتن زمینه ی کار،  بر چهار جنبة اساسي كارآفريني تأكيد می کند:

اول: كارآفريني مستلزم فرآيند خلق چیزی ارزشمند و جديد است. اين خلق بايد هم براي شخص كارآفرين و هم، مخاطبي كه اين خلق براي او انجام شده است، ارزش داشته باشد. چرا که در غیر این صورت با شکست مواجه خواهد شد.

دوم: كارآفريني وقف زمان و تلاش بسيار زيادي را می طلبد. فقط كساني كه درگير فرآيند كارآفريني شده اند، به طور صحیح درك می کنند که به فعلیت در اوردن و خلق چیزی جدید، تا چه حد زمان بر بوده و پیگیری می خواهد.

سوم: در نظر گرفتن ريسكهاي اجتناب‌پذير. اين ريسكها با توجه به زمينة فعالیت كارآفرين، شكلهاي مختلفي دارند. اما معمولاً به شکل های مالي، رواني و اجتماعي هستند.

چهارم: پاداش های کارآفرین. مهمترين پاداشی که یک کارآفرین از فعالیت کارآفرینانه اش می گیرد، احساس رضايت شخصي است. او توانسته کار بزرگی را انجام دهد که هر کسی از عهده ی انجامش بر نخواهد آمد. این احساس، نياز خودشكوفايي و البته استقلال‌طلبي او را ارضا خواهد کرد. علاوه بر این، پاداش های مالی نیز به اندازه ی کافی براي كارآفرينان، مهم‌ هستند. براي بعضي از آن ها، پول شاخص ميزان موفقيت محسوب مي‌شود. پس ارضای انواع نیاز های مالی، توفیق طلبی، رئیس خود بودن و … از جمله پاداش های کارآفرینان محسوب می شود. کارآفرینان گاهی به فراخور محیط، نیاز های خاصی داشته و با ارضای آنها پاداش های دیگری را نیز نصیب خود می کنند. به طور مثال بر طبق تحقیقی که در سال 1380، در دانشگاه صنعتی شریف صورت‌گرفته است، یکی از ویژگی های کارآفرینان ایرانی که شاید در بسیاری از کارآفرینان سایر کشورها وجود نداشته باشد، حس وطن‌دوستي و تلاش در جهت بلندكردن نام كشور است.

با جمع بندی نکات گفته شده، در می یابیم که کارآفرینی، مقوله ی راحت و بی دردسری نخواهد بود. اين تجربه مملو از اشتياق، عجز و ناكامي، تلاش های زیاد، اضطراب، كار سخت و انگیزه است. و گاهی علیرغم همه ی این تقلا ها، فعالیت اقتصادی جدید به دلیل مسائلی از جمله فروش كم، رقابت شديد، نبود سرمايه يا كمبود تواناييهاي مديريتي با شکست رو به ‌رو مي‌شود و ضررهای مالي و معنوي فراوانی خواهد داشت.

در اینجا سوالی کلیدی به وجود می آید:

چه چيزي باعث مي‌شود فرد بخواهد یک فعالیت کارآفرینانه شروع کند و چنین تصمیم مشکلی بگیرد؟

در قسمت فرآيند تصميم‌گيري کارآفرینانه که لازمة كارآفرين شدن است، اين سؤال را بررسی خواهیم کرد.

 منبع : “کارآفرینی ، یک جرعه از بینهایت”، سید علیرضا فیض بخش