چه کساني طرح تجاری را مي خوانند؟

نوشتن يك برنامه، كارآفرين را وادار مي‌كند کسب‌وکار را از زواياي مختلف مورد تحقيق و مطالعه قرار دهد و براي شرايط مخاطره‌آميز احتمالي، راه‌حل‌هايي بينديشد. اين در واقع فرصتي است كه فرضيات ذهني خود را يك‌بار  به‌طور دقيق زير سؤال ببرد و از درستي آن‌ها مطمئن شود. به این ترتیب از سرمايه‌گذاري بر روي يك فعاليت محكوم به شكست جلوگيري می شود.

طرح‌تجاري كارآفرين ممكن است توسط كارمندان، سرمايه‌گذاران، بانكداران، تأمين‌كنندگان، خريداران، و مشاوران خوانده شود. اينكه چه كسي قرار است طرح را بخواند، مي‌تواند بر حدومرز، عمق و جزئيات طرح تجاری اثر بگذارد. از آنجايي كه هريك از اين گروه‌ها، با هدف متفاوتي طرح تجاری را مي‌خوانند، كارآفرين بايد مهياي پاسخگويي به تمام مسائل و مشكلات مخاطبان مختلف باشد.

سرمايه‌گذار به‌دنبال چگونگي پيشرفت كار، بالارفتن میزان ارزش سهام و مهم‌تر از همه توان و چگونگي بازپرداخت بدهي‌ها يا حتي وثيقه‌اي که کارآفرين در قبال وام در اختيار او مي گذارد، است. بنابراین، برای جذب سرمایه گذار باید ویرایش خاصی از طرح تجاری تهیه شود که در آن به بخش مالی و جزئیات آن، بیش از بخش های دیگر پرداخته شده است.

در نقطه ی مقابل، براي جذب يک مهندس توانا، وجود بخش مالی بسیار دقیق و پر جزئیات در طرح تجاری، ضرورتی ندارد. زیرا برای یک مهندس، مسائل فنی کسب و کار، بیش از مسائل مالی حائز اهمیت است. پس در ویرایش خاص او باید بخش فني نسبتا دقيق و بخش مالي بسيار کلي آورده شود.

البته اين نكته مهم است كه طرح‌تجاري نبايد آنقدر كامل و با جزئيات فني باشد كه هر فرد ديگري با خواندن طرح بتواند محصول يا خدمت مورد نظر کارآفرین را ارائه كند.

در نوشتن طرح تجاری، توجه به بازار بسیار مهم است. در واقع یک طرح‌تجاري بايد بتواند فوايد ويژه‌ي كسب‌وكار براي مصرف‌كنندگان را بيان کرده، اطلاعات مربوط به مشتریان فعلی، بالقوه و بازارهای فعلی موجود را ارائه دهد. زیرا یکی از ویژگی های طرح تجاری توجیه مخاطب در رابطه با این است که کسب و کار مربوطه دارای مزیت های خاص می باشد.

از ديگر مخاطبان طرح‌تجاري می توان شركاء، مديران كليدي، كارمندان و به طور کلی افرادی که به نوعی در کنار کارآفرین بوده و از نزدیک درگیر فعالیت های اجرایی او هستند را نام برد.

در ویرایش خاص مربوط به این گروه از مخاطبان، بايد طرح‌تجاري را با تأكيد بيشتر بر چشم‌انداز، استراتژي‌ها، اهداف کاری و نقش هر كدام از اين عناصر در ساختار كسب‌وكار نوشت.

طرح‌تجاري كارآفرين بايد براي تمام ذي‌نفعاني كه مي‌توانند از كسب‌وكار حمايت كنند، مفيد باشد و مورد استفاده قرار گيرد. اما گاهی ممکن است منافع مخاطبان مختلف در تعارض با یکدیگر باشد. به‌عنوان مثال بانكدارها معمولاً از رشد سريع در هراس هستند زيرا رشد سريع را سبب بالارفتن ريسک کسب‌وکار مي دانند، در حالي كه سرمايه‌گذاران غالبا از رشد سريع استقبال مي کنند. اين بدان معني است كه كارآفرين بايد به فراخور هر مخاطب، نسخه ی متفاوتي از طرح‌ تجاري داشته باشد.

اين ویرایش های متفاوت در واقع در اصول اساسي تفاوتي ندارند بلكه تنها در ارائه‌ي نيازهاي كسب‌وكار متفاوت هستند. به طور مثال یک کارآفرین می تواند به سرمایه گذار توضیح دهد که از پول براي رشد سريع استفاده خواهد كرد در حالي كه به بانكدار بگويد از پول قرض گرفته‌ شده براي بهبود كيفيت و بهره‌وري استفاده می کند. هر دو جمله بار معنایی یکسانی دارند اما به زبان های متفاوتی گفته شده اند.

عمق و جزئيات طرح‌تجاري به اندازه و هدف فعاليت كارآفرينانه نوپا بستگي ‌دارد. مثلا براي فروش يك محصول کاملاً  جديد با تکنولوژي نو، به دلیل ماهیت نو بودن محصول، بازار و عدم اطمينان بالا، به يك طرح‌تجاري جامع و كامل نياز خواهيم داشت. اما برای باز كردن يك مغازه ی ويدئو كلوپ كوچك، به چنین طرح کامل و جامعی نیاز نیست.

علاوه براین، تفاوت‌ در طرح های ‌تجاري ممكن است وابسته به عوامل دیگری مانند نوع کسب و کار (تولیدی، خدماتی،…)، نوع محصول (مصرفی، صنعتی،…)، اندازه ی فعلی بازار و رشد بالقوه ی آن، وضعیت رقبا و… باشد. در واقع هر یک از این عوامل می توانند بر هدف و محدوده ی طرح‌تجاري تأثير بگذارند.

گاهی ممکن است بعد از اتمام نوشتن طرح‌تجاري، کارآفرين متوجه موانعي شود كه قابل اجتناب يا غلبه كردن نيستند. یکی دیگر از مزایای طرح تجاری این است ‌كه می توان فعاليت كارآفرينانه را قبل از صرف هزینه و زمان بیشتر متوقف کرد.

 منبع : “کارآفرینی ، یک جرعه از بینهایت”، سید علیرضا فیض بخش