قدرتمندترین روش برای جذب سرمایه گذاران به کسب و کارتان

داستان سرایی به قدمت تاریخ است. و در کسب و کار یک داستان خوب میتواند به شما یک مزیت و برتری بزرگ بدهد

در خانه مادر من، هفت آلبوم عکس کنار بخاری وجود دارد که به دقت بر اساس ترتیب زمانی مرتب شده اند. اگر من یک عکس ا زکودکی خود را بخواهم میدانم که دقیقاً میتوانم آن را از کجا پیدا کنم.

به شخصه بیش از 15 هزار عکس در دوران جوانی و کودکی از خودم دارم. این عکسهای باارزش در کامپیوتر من، هاردهای خارجی و حسابهای شبکه های اجتماعی من نگهداری میشوند. ولی متأسفانه من زمان زیادی را باید صرف کنم تا به آنها دسترسی داشته باشم. سیستمِ مادر من برای دوران پرینت خوب بود اما امروز در دوران دیجیتال همین کامپیوتر من (Mosaic) با این هدف وجود دارد که این مشکل انبوه عکسها را برای کسانی که به طور جدی عکاسی میکنند حل کند.

گفتن همین داستان خیلی خاص به Mosaic کمک کرد تا بیش از یک میلیون دلار سرمایه را به خود جذب کند. البته سرمایه‌گذاران تیم ما، تکنولوژی ما و مدل تأمین سرمایه ما را دوست دارند ولی در نهایت آنها می‌توانند به داستانی که ما گفتیم مرتبط شوند و باور داشته باشند که ما تیمی هستیم که (مشکل) آن را حل میکنیم.

داستان سرایی یک ابزار قدرتمند برای کارآفرینانی است که به دنبال جذب سرمایه برای شروع فعالیت اقتصادی هستند.

طراحی انسان ها طوری است که عاشق داستانهای خوب هستند. داستانها به ما الهام میبخشند و ما را برمی‌انگیزانند. ما داستان ها را بازتکرار میکنیم و آنها را به خاطر میسپاریم. همانطور که یک عبارت قدیمی قوم مایا میگوید: “انسانها آنچه که شما انجام میدهید را فراموش میکنند ولی هرگز اینکه چه احساسی را در آنها ایجاد کردید را فراموش نمیکنند.” این نکته برای سرمایه گذاران بالقوه نیز درست است. آنها ممکن است فراموش کنند که شرکت شما چه کاری میکرد و یا ویژگیهای مدل کسب و کار شما چه بود ولی آنها به خاطر خواهند داشت که زمانی که داستان شرکت شما را گوش میدادند چه احساسی داشتند.

ما با گفتن یک داستان عالی برای سرمایه گذاران شروع نمیکنیم. ما شبیه بیشتر کارآفرینان مبتدی شروع میکنیم و به سرعت وارد بحثهایی مانند اینکه ما چه چیزی میخواهیم تولید کنیم یا اینکه این کار برای ما چقدر هزینه دارد یا اینکه چطور میخواهیم آن را بفروشیم و … میشویم. البته همه این چیزها مهم هستند ولی اگر شما نتوانید کاری کنید که توجه یک سرمایه گذار را به خوبی جلب کنید، همه آنچه که انجام دادید جز یک سخنرانی و یک خطبه چیز بیشتری نبوده است.

یک داستان خوب باید اطلاع رسانی کند، برانگیزاننده باشد و مشارکت طرف مقابل را در پی داشته باشد

اطلاع رسانی: این آن بخشی است که بیشتر افراد درست انجام میدهند. این نقشه طرح داستان شماست. یکی از فوت و فن های فروش که من به مرور یاد گرفته ام این است که افراد ایده هایی که احساس کنند خودشان در ایجاد آن نقش داشته اند را دوست دارند. به عبارت دیگر فقط به سرمایه گذار خود عدد 4 را مستقیماً نگویید. به او 2+2 را بدهید و به او کمک کنید تا بفهمد که پاسخ 4 است.

 جلب مشارکت: توجه تان به شخص سرمایه گذار باشد. این معمولاً یعنی شنیدن. همه زمان را صرف صحبت کردن خودتان نکنید. همه ما دوست داریم که حرفهایمان شنیده شود. بهتر عرض کنم، همه ما دوست داریم که به حرفهایمان گوش کنند. زمانی که شما به افراد گوش میدهید آنها نیز تمایل پیدا میکنند که به شما گوش دهند. گوش دادن درک و شهود خوبی از اینکه دغدغه های آنها چیست به شما میدهد و به شما این فرصت را میدهد که بر آنها غلبه کنید. از آنچه که از سرمایه گذار دانسته اید استفاده کنید تا تمام توجه و حرکتتان به طور خاص به سمت او باشد.

 برانگیختن: این بخش سخت ترین بخش است. شما باید کاری کنید که سرمایه گذار واقعاً برایش اهمیت داشته باشد. این همان لذت احساسی ثانویه ای است که در مذاق طرف مقابل باقی میماند. در واقع این بخش یعنی یافتن آن گوهر وجودی که به طرف مقابل بفهمانید چطور محصول شما زندگی ها را دگرگون خواهد کرد و به سرمایه گذار این اطمینان را بدهد که شما همان شخصی هستید که این تغییر را ایجاد خواهد کرد.

برای سرمایه گذاران مخاطبِ من، دانستن اینکه ما میخواهیم مسئله انبوه عکس ها را حل کنیم کافی نیست. آنچه که بیشتر آنها را برمی‌انگیزاند که بر روی Mosaic سرمایه گذاری کنند این نیست که ما یک مسئله ای را حل میکنیم هر چند که آن مسئله خیلی هم جدی باشد. بلکه به خاطر این است که Mosaic با حل این مشکل خاص، عکاسان را کمک میکند با خاطراتی که در عکسهای بیشمارشان دارند بهتر ارتباط برقرار کنند و آنها را در روشهای قدرتمند جدید تجربه کنند. همه سرمایه گذاران ما میتوانند به خوبی با اینکه به تجارب و خاطرات گذشته بازگردند، ارتباط برقرار کنند و آن را درک کنند.

یک ضرب المثل قدیمی در حوزه فروش وجود دارد که میگوید: “نفروش بلکه بگو”. اگر شما میخواهید سرمایه موجود برای کسب و کارتان را افزایش بدهید همه واقعیتهای آن را هرچند خشک باشند بدانید. اما مهمتر از آنها این است که بتوانید داستانی را طراحی کنید که کسب و کار شما قصد تعریف آن را دارد. اگر میخواهید برای شروع فعالیت اقتصادی پول جمع کنید، یک قصه گوی عالی بشوید.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید