کسالت و ناامیدی ناشی از انتظارات تان در رابطه با کسب و کار را درمان کنید

ناامیدی در کار و در زندگی بعضی اوقات اجتناب ناپذیر است. افت و خیزهای زندگی را به داستانهای موفقیت تان تبدیل کنید.

زندگی پر است از اتفاقات غیرمنتظره ای که انتظارشان را نداشته ایم. آنچه که قبول و پذیرش این اتفاقات غیرمنتظره را سخت تر میکند وابستگی ما به مسیری است که انتظار داشتیم که اتفاق بیفتد. این نوع خاص از ناراحتی (که شما انتظاراتی دارید ولی نتایجی که محقق میشود، با آن انتظارات اولیه متفاوت است) منطقی و البته سخت است. این وضعیت را کسالت ناشی از انتظارات می نامیم و  این گونه تعریف می شود:

افکار و احساسات نامطلوب بیشماری که وقتی یکی یا ترکیبی از موارد زیر رخ دهد، اتفاق می افتند:

1-نتیجه مطلوبی اتفاق نمی افتد.

2-نتیجه مطلوبی رخ میدهد ولی آن احساسات یا نتایجی که ما انتظار داشتیم ایجاد نمیشود.

3-انتظارات شخصی و یا حرفه ای ما توسط خودمان یا دیگران برآورده نمیشود.

4-یک اتفاق غیرمنتظره و نامطلوب رخ میدهد که در تضاد با آن چیزی است که ما میخواستیم و برنامه ریزی کرده بودیم.

در مقایسه با خماری ناشی از مصرف الکل، نشانه ها و علائم مشابهی دارد ولی بسیار حالت بدبختانه تر و بادوام تری در این موارد دارد: بی حالی و رخوت، افسردگی، نبود انگیزه، گیجی و پریشانی، انکار، خشم و عصبانیت، عملکرد کاری ضعیف، نابودی خلاقیت، روابط پر تنش، انزوای اجتماعی، کاهش اعتماد به نفس، پشیمانی و گسیختگی و جدا شدن از تمایل به ارتقا. اما زمانی که انتظارات ما برآورده شوند، یک احساس کمال و افتخار را تجربه میکنیم. اغلب ریسک کم را احساس میکنیم و احساس امنیت و در کنترل بودن همه چیز را داریم. رسیدن به اهدافمان مسرت بخش است. ما به سمت آنها متمایل و وادار میشویم و حتی گاهی به انگیزه های درونی خودمان نیز بی توجهی میکنیم. اگر چه تلاش کردن برای رسیدن به اهداف باارزش است، اما ثابت نگه داشتن انتظارات و وابستگی به مسیری که زندگی “باید” در آن پیش برود، منشأ اصلی ناامیدی است.

بسیاری از ما این وضعیت را دوست نداریم که زندگی واقعی به آنچه که در ذهن انتظارِ تحققش را داشته ایم نزدیک نباشد. اما واقعیت این است که دنیا همیشه رفتار یکسان ندارد. زمانی که ما برای آنچه میخواهیم تلاش مستمر میکنیم، هرگز از درسهایی که از کسالت ناشی از انتظارات برای ما به وجود می‌آید نباید غافل شویم. در واقع ما شبیه آن فرد مستی خواهیم بود که از نوشیدن زیاد (انتظارات زیاد) در جهت اشتباه حرکت میکند. خوب، نتیجه چیست؟ ما زمانی بیدار میشویم که دچار کسالت ناشی از انتظارات هستیم.

خوب، حالا با آن چه کار میکنید؟ قطعاً چیزی بیشتر از دو آسپرین و مقداری غذای چرب و کمی در خانه ماندن لازم است. از آنجایی که ما نداشتن احساس خوب را دوست نداریم، به دنبال یک راه حل بیرونی برای خلاص شدن از این وضعیت ناراحتی هستیم: روابط و رفتارهای ناگهانی، تغییرات ناگهانی مسیر شغلی، ریسک های حساب نشده و انواع اعتیاد (الکلی، قمار، داروها، کاری، خرید افراطی) از معمول ترین روشها هستند. در این حالت امید و اعتقادمان را از دست میدهیم و در مرداب و تله ناامیدی گرفتار میشویم.

به جای فکر کردن به اینکه چگونه خود را از یک کسالت ناشی از انتظارات خلاص کنید، به این فکر کنید که چگونه میتوانید از وضعیت بهره ببرید (به عنوان سکویی برای موفقیت استفاده کنید). از خودتان بپرسید “چه چیزی را یاد بگیرم؟” به جای اینکه بپرسید “چرا این طوری شد؟”. ذهنتان را از قضاوت کردن، پشیمانی و از فکر کردن به “ای کاش …” ها و “باید …” ها و “میتوانست …” ها دور نگه دارید. به برخی از الهام بخش ترین افرادی که میشناسید فکر کنید. من ضمانت میدهم که بخشی از آنچه که آنها را این قدر الهام بخش کرده این است که از کسالتهای ناشی از انتظارات سکویی برای رشد و یادگیری ساخته اند. به جای دیدن این وضعیت به عنوان یک نوعی از شکست، از آنچه که یاد گرفته اند برای ایجاد موفقیتهای آتی استفاده کرده اند. این کسالتهای ناشی از انتظارات هدایایی (برای شما) هستند. هر کدام یک فرصت برای رسیدن به ثروت، امنیت یا عشق به وسیله چسبیدن به یک منبع خارجی است. اگر از دیدگاه یک دانشجو نه یک قرباین و بیمار، یاد بگیرید که چگونه به کسالت ناشی از انتظارات پاسخ دهید، من ضمانت میکنم شما از گلوگاه ها و درگاههای دگرگونی و تغییر به خوبی عبور خواهید کرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید