10 درس در جمع آوری کمک مالی که من به عنوان سرمایه گذار شخصی یاد گرفته‌ام

چه کسی بهتر از یک کارآفرین تبدیل شده به یک سرمایه‌گذار شخصی میداند که سرمایه‌گذاران چه چیزی دوست دارند بشوند

بعد از فروش شرکت نوپای خودم، بزرگترین خریدی که انجام دادم، سرمایه گذاری ای بود که در یک شرکت نوپای دیگر انجام دادم.

من عاشق ایده سرمایه گذاری شخصی بودم؛ میخواستم به جامعه‌ای برگردم که زمانی که شرکت نوپای من فقط کمی بیشتر از یک ایده احمقانه بود، مرا حمایت کرد. میخواستم با شرکتهای نوپای آینده داری که بیرون از حوزه من بودند مشارکت کنم و در آنها سهیم شویم. و البته میخواستم پول بیشتری دربیاورم.

من هنوز در این حوزه فقط یک تازه وارد هستم که هنوز خیلی چیزها مانده که باید یاد بگیرم. اما آنچه مرا بیشتر از هر چیز دیگری در حوزه سرمایه گذاری شخصی متعجب و غافلگیر کرد، این بود که این حوزه برای من درباره جمع‌آوری بهتر کمک‌های مالی درسهای بسیاری دارد. 10 چیزی که خودم بعد از تبدیل شدن به یک سرمایه گذار شخصی درباره جمع آوری کمکهای مالی یاد گرفته‌ام را در اینجا آورده‌آم:

یک داستان خوب تعریف کنید

داستان سرایی و قصه گویی مؤثرترین روش برای قانع کردن کسی به انجام کاری است. یک روایت قدرتمند توجه ما را به شدت به خود جلب میکند، قلب ما را به خود جذب میکند و ما را در معرض هر کاری قرار میدهد. سرمایه گذاران باید در تعداد زیادی جلسه و ملاقات خسته‌کننده بنشینند. توجه کردن را برای آنها ساده کنید.

درباره آنچه که میخواهید، مانند کریستال شفاف باشید

همیشه برای من عجیب است که بسیاری از کارآفرینان از توضیح شفاف اینکه چه چیزی میخواهند، ناتوان هستند. اگر بعد از گوش دادن به سخنان شما، دیدن ویدئوی‌تان، مطالعه لیست سرمایه گذاران شخصی‌تان و نیم ساعت صحبت کردن با شما، هنوز نتوانم کاری که شما می‌کنید را در دو جمله برای همسرم توضیح بدهم، احتمالاً بر روی آن سرمایه گذاری نخواهم کرد.

اگر شما نتوانید در دو جمله توضیح دهید که چه کار میکنید، من چطور خواهم توانست؟

مهم نیست که تکنولوژیِ شما چقدر پیچیده است و یا مشکلی که میخواهید حل کنید چقدر مبهم و غامض است. شما باید روشی پیدا کنید تا آن را طوری ساده بیان کنید که یک فرد غیرمتخصص ولی هوشمند بتواند آن را بفهمد. اگر شما ناتوان از انجام این کار هستید، من فکر میکنم که به همین شکل هم نمیتوانید محصولتان را به مشتریان‌تان توضیح داده و عرضه کنید.

ارائه‌تان را زیبا و قشنگ کنید

طراحی مهم است. به همان دلیل که طراحی خوب برای محصولتان اهمیت دارد برای ارائه‌تان نیز اهمیت دارد. سرمایه‌گذاران هم مانند مشتریان عادی و معمولی شما، تحت تأثیر قرار میگیرند. اسلایدهای زیبا به طور ضمنی این پیام را با خود دارد که شما میدانید که چطور یک محصول خوب بسازید. (این مسئله ممکن است در شرکتهای نوپای سرمایه‌گذاری یا تکنولوژی‌های فعال اهمیت کمتری داشته باشد ولی قطعاً بودنش ضرری ندارد).

البته که طراحی خوب به تنهایی نمیتواند مرا به این وادارد که یک چک بنویسم اما میتواند به شدت بر روی من تأثیر بگذارد. من مانند یک کودک مشتاق عکسهای زیبا هستم همانطور که هر کس دیگری هست. از آن استفاده کنید تا مزیت برای خودتان ایجاد کنید.

سوالاتشان را پیش بینی کنید

وقتی که خود را برای ارائه آماده میکنید، سعی کنید سوالاتی که در هر اسلاید احتمالاً مطرح خواهد شد را پیش بینی کنید. سوالات مهم را رو در رو و در لحظه پاسخ بدهید. برای سوالات کم اهمیت تر با یک بازگشت خوب و مبتنی بر داده‌ها، پاسخ آماده کنید.

درباره اهداف‌تان شفاف باشید

من میخواهم احساس اطمینان کنم که شما پول مرا برای یک استفاده مفید و خوب میخواهید. من نیاز ندارم (یا در واقع دوست ندارم) که اعداد و ارقام مالی جزئی را ببینم، بلکه میخواهم از جایی که پول من شما را کمک خواهد کرد که به آنجا برسید یک احساس و درکی پیدا کنم.

بهترین ارائه‌ها آنهایی است که به طور خاص نشان میدهد که دقیقاً شما با این کمک‌های مالی دقیقاً قصد انجام چه کاری را دارید. درباره اهداف‌تان واضح و شفاف باشید؛ این کار این اطمینان را به سرمایه‌گذار شما منتقل خواهد کرد که شما یک چشم‌انداز روشن دارید و کمک‌های مالی را به صورت منطقی و عافلانه خرج خواهید کرد (البته همه سرمایه‌گذاران خوب این را می‌دانند که برنامه‌ها اغلب تغییر میکنند).

ضربه نهایی و تأثیرگذار را در همان ابتدا وارد کنید

سرمایه‌گذاری شخصی روی هم رفته یک کار شکمی و حسی است. برای هر سرمایه‌گذاری‌ای که من کرده‌ام، تصمیم اینکه بیشتر یا کمتر سرمایه‌گذاری کنم را در لحظه گرفته‌ام. من هنوز هم قبل از اینکه واقعاً تصمیم به سرمایه‌گذاری بگیرم، ارائه‌ها گوش میدهم، سوالات زیادی می‌پرسم و همه اطلاعات را (تا حدی با منطق و عقل) ارزیابی می‌کنم. اما اگر بخواهم راستش را بگویم، تصمیم را همیشه به صورت شکمی گرفته‌ام. و معمولاً تصمیم را پیش از اینکه جزئیات را بشنوم گرفته‌ام.

بدانید که سرمایه‌گذاران قضاوت‌های ناگهانی می‌کنند و کاری کنید که ضربه و اثرتان را در همان ابتدا وارد کنید.

به کارتان اعتماد و باور داشته باشید

این یکی واضح و بدیهی است ولی به قدری اهمیت دارد که من احساس کردم که این را هم حتماً بگویم. اعتماد و اطمینان همه چیز است. البته بسیار نکته حساس و ظریفی است. مغرور و گستاخ نباشید. مهربان، محترم، مؤدب و باشخصیت باشید. اما شما باید به خودتان و کاری که می‌خواهید بکنید باور و اعتماد داشته باشید و این را به من نیز منتقل کنید که واقعاً باور دارید. سرمایه‌گذاران شک و عدم اعتماد را مانند سگ‌های تازی بو می‌کشند و تشخیص می‌دهند.

سرمایه‌گذارانی را پیدا کنید که بخواهند”

من بسیاری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری را رد کرده‌ام با وجود اینکه همه معیارهای ظاهری را داشته‌اند: آنها در بازاری حاضر بودند که بدون مزاحم بود و یک تیم قوی، مؤسس زرنگ و دانا، محصول نوآورانه، تعداد زیادی سرمایه‌گذار مشهور دیگر داشتند و … ولی من باز هم رد کردم.

چرا؟ اگرچه همه چیز روی کاغذ عالی به نظر میرسید، اما کاری که می‌کردند، برای من شخصاً هیجانی نداشت. در واقع چیزی نبود که من آرزو داشتم به آن فکر کنم. میدانم که بسیاری از فرصت‌هایی که من رد کردم، بسیار موفقیت‌آمیز خواهند بود. و من مشکلی با آن ندارم. زیرا برای من، سرمایه‌گذاری شخصی فقط پول درآوردن نیست بلکه مشارکت کردن در شرکت‌های نوپایی که آنها را جذاب و مهیج می‌دانم هم مهم است. من معتقدم این اساسی‌ترین انگیزه برای کارآفرینانی امثال من است که به سرمایه‌گذار شخصی تبدیل شده‌اند.

زمانتان را برای سرمایه‌گذارانی تلف نکنید که کارتان را دوست ندارند؛ نه بخاطر اینکه آنها احمق هستند بلکه به این دلیل که به هزار و یک دلیل کار شما دغدغه آنها نیست.

صادق باشید

انجام این کار به طور مداوم، احتمالاً یکی از سخت‌ترین کارهاست اما خیلی مهم است. من هرگز برای کسی که فکر میکنم به من دروغ می‌گوید چک نمی‌کشم حتی اگر دروغش خیلی کوچک و ساده باشد.

من هم اگر وانمود کنم یک عدد را متوجه شدم ولی در واقع نشده باشم، به اندازه کارآفرینی که در روبرویم است، گناهکارم. زمانی که تحت فشار هستید، سخت است که صادق باشید. اما من برای آن مؤسسی احترام بسیار بیشتری قائلم که زمانی که اشتباهش رو شد، به آن اعتراف می‌کند (یا حتی بهتر اینکه خودش آن را رو میکند) نه آنکه سعی میکند با یک دروغ تابلو و مشخص لاپوشانی کند. دروغگویی یک فضای بدی را در رابطه شما با سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند و عدم اعتماد به نفس شما را فاش میکند. اگر شما واقعاً به توانایی خودتان برای رسیدن به موفقیت اعتماد دارید، دلیل ندارد دروغ بگویید.

عدم پذیرش سرمایه‌گذاری از طرف سرمایه‌گذار را با خوشرویی بپذیرید

میدانم که شنیدن “نه” چقدر میتواند مأیوس‌کننده باشد. در طول فرآیند دریافت کمک مالی شما احتمالاً بیشتر از “بله” ، “نه” خواهید شنید. گرچه رفتار خشن و تند با سرمایه‌گذاری که طرح شما را رد کرده، وسوسه انگیز است، اما اگر خوش‌رفتاری کنید چیزهایی بیشتری می‌توانید بدست بیاورید. احتمالاً این بار آخرین باری نیست که قصد دریافت کمک مالی دارید و یا آخرین شرکت نوپایی نیست که می‌خواهید راه‌اندازی کنید.

سرمایه‌گذاران هم از گفتن “نه” بیشتر از شما نفرت دارند. سخت است که یک کارآفرین مشتاق و پرشور را ناامید کنید علی الخصوص که خودتان هم زمانی قبلاً در موقعیت آنها بوده‌اید. این تنها چیزی است که در سرمایه‌گذاری شخصی واقعاً از آن متنفرم. زمانی که یک کارآفرین به خوبی به جواب منفی من پاسخ می‌دهد، ارزش و اعتیار او نزد من ده برابر می‌شود. حتی باعث می‌شود که برایم سوال شود که چرا جواب منفی دادم. و قطعاً مرا مشتاق می‌کند که برای این شرکت نوپا، در نوبت‌های بعدی سرمایه‌گذاری جایگاه ویژه‌ای درنظر بگیرم.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید