13

۵ چیز که استخدام کنندگان معمولاً با افراد جویای کار در میان نمیگذارند

مستقیم از منبع اصلی: اطلاعات پشت پرده درباره استخدام کنندگان را یاد بگیرید که به شما به عنوان یک جویای کار کمک خواهد کرد

من به عنوان یک مشاوره حوزه استراتژی استعدادیابی و یک مربی در مسیر شغلی افراد، به مشتریانم همیشه میگویم: “من از طرف دیگر معادله نیز آگاهم”. یعنی شرکتها برای افراد جویای کار که آنها را راهنمایی میکنم و افراد جویای کار برای تیمهای استعدادیابی شرکتها که به آنها مشاوره میدهم.

به دلیل اینکه یک پای من در این طرف است و پای دیگرم در طرف دیگر، میدانم که تمایلات هر کدام از طرفین چیست و مانند یک فرد دوحزبی هستم. ولی در هر لحظه ای میتوانم در یک طرف قرار بگیرم مانند الان که میخواهم در طرف شما (افراد جویای کار) باشم و با شما سخن بگویم.

استخدام‌کننده بودن مانند خیلی از شغل‌ها ممکن است از بیرون خیلی ساده و سرراست به نظر می‌رسد ولی میلیونها نکته دقیق و ظریف برای تبدیل شدن به یک استخدام کننده وجود دارد. چندین ذی‌نفع، قانون و بودجه وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرند که برخی اوقات کار را واقعاً سخت می‌کند. و شما هرچه بیشتر بدانید و بفهمید، در کارتان مؤثرتر و بهتر خواهید بود. استخدام‌کننده ها ممکن است نخواهند که شما رازهای آنها را بدانید اما اینجا ۵ راهکار وجود دارد که به شما کمک می‌کند توجه استخدام کننده را جلب کنید. شما الان از من تشکر خواهید کرد. آنها احتمالاً بعداً.

۱- یک بخش مهم از کار یک استخدام کننده، فروش داخلی است

مانند هر کاری، استخدام کننده ها هم ارزیابی می‌شوند و بسته به اینکه چه قدر کارشان را خوب انجام داده‌اند، تمجید و ستایش می‌شوند . ولی این کار اغلب با معیارهایی عجیب (البته برای شما!) اندازه گیری میشود مانند مدت زمانی که طول کشیده تا یک جای خالی پر شود و یا درصد پر کردن جاهای خالی. به ندرت پیش می‌آید که کیفیت استخدام معیار ارزیابی باشد. (یعنی اینکه مثلاً شما به عنوان یک فرد استخدام شده یک سال بعد چقدر کار خودتان را به خوبی انجام داده اید) این به این معناست که استخدام کننده ها هم ذهن شان به این گونه جهت گیری پیدا کرده که گویی قرار است کاندیداها را به مدیر استخدام بفروشند. آنها هم میخواهند هر پرونده به زودی بسته شود. بنابراین شما باید کار فروش تان را برای آنها ساده کنید.

خلاصه: فرض نکنید که آنها بعداً خواهند فهمید که توانایی‌های شما قابل انتقال و توسعه است. برای فرصت‌های شغلی که به وضوح مناسب آنها هستید درخواست بدهید و به جای شبکه‌ زدن، پیوست کردن مستندات اضافی و تماس‌های بی مورد، نمونه کاری‌های واضح به آنها معرفی کنید که بتوانند به آنها رجوع و از آنها استفاده کنند. یک بار یک فرد کاندیدای یک فرصت شغلی، یک مهارت یکتای فنی داشت و لذا در تماس توضیح داد که چرا این مهارت او در کسب و کار ما اهمیت دارد. من خیلی از این حرکت خوشم آمد.

۲- رفتارهای عجیب غریب و مرموزانه استخدام کننده ها را عصبانی میکند

در کل روز صحبت کردن با تلفن، یک استخدام کننده را آشفته می‌کند. به همین دلیل در بین مصاحبه‌ها و تماسهایی که با رابطین و کارفرماهای قبلی دارند، خاطرات احمقانه و مسخره (مانند تماس‌های عجیب و غریب، پاسخ‌های عجیب و مسخره به سوالات مصاحبه و …) برای هم تعریف می‌کنند. در جلب توجه یک استخدام کننده شاید اشتباهی رخ نداده باشد ولی اختلاف به اندازه یک خط باریک است.

خلاصه: یک بار تلاش کنید که جلب توجه کنید ولی دیگر احساساتی نشوید و شورش را درنیاورید. وضعیت خود را پیگیری و چک کنید ولی هر روز تماس نگیرید یا شروع به فرستادن دعوت از طریق Linkedin به همه اعضای تیم نکنید. اگر کاری عجیب و تظاهر به نظر می‌رسد آن را انجام ندهید. عصبانی کردن استخدام کننده دلیلی میشود برای اینکه بر روی کاندیدای دیگری تمرکز کنند.

برخی اوقات مانند یک بازی قمار شانسی است

یک استخدام کننده با مجموعه‌ای از درخواستها روبرو است که مسئول آنهاست. در بیشتر شرکتها، تعداد این درخواستها به حدی است که (لااقل برای شخص استخدام کننده) غیرقابل مدیریت کردن است. لذا صبح، او ممکن است بیاید و سیستم بررسی درخواستها را باز کند و شروع به نگاه کردن به این کند که در طول شب چه رزومه‌هایی برای چه موقعیت‌های شغلی درخواست داده‌اند. او بالاخره انسان است و ممکن است در هنگام مشاهده رزومه‌ها به دلیل صحبت با رئیس‌اش یا یک توئیت یا یک تماس تلفنی حواسش پرت شود. این یعنی به برخی از رزومه ها ممکن است فقط یک نگاه کوتاه مثلاً ۶ ثانیه‌ای بیندازد و به برخی دیگر نگاه ۳۰ ثانیه‌ای. هیچ ضمانتی برای رعایت عدالت وجود ندارد (اصلاً غیرممکن است که رعایت شود).  و حتی اگر از قبل تعداد کاندیداهای کافی برای مصاحبه در یک فرصت شغلی داشته باشد ممکن است اصلاً به رزومه‌های جدید اصلاً نگاهی نیندازد.

خلاصه: بعضی اوقات مانند بازی قمار شانسی است. ممکن است شما فکر کنید به خوبی با موقعیت شغلی تناسب دارید اما زمان درخواست یا (حتی خیلی ساده‌تر) میزان شلوغی کاری استخدام کننده میتواند سرنوشت شما را تعیین کند. اینجاست که شبکه زدن اهمیت می‌یابد. هیچ وقت خیلی ساده فقط برای یک کار درخواست ندهید. یک ارتباطی با شرکت ایجاد کنید تا بتوانید بررسی کنید که درخواست شما توسط استخدام کننده اصلاً بررسی شده است یا نه. ممکن است بسته به اینکه استخدام کننده در کجای فرآیند استخدام قرار دارد، عدالت در مورد شما رعایت نشود ولی دانستن‌ این موضوع بهتر از ندانستن آن است. من به عنوان یک استخدام کننده شاید بتوانم رزومه‌های موجود در سیستم بررسی درخواست‌ها را رد کنم ولی نمی‌توانم یک همکارم را که درباره یک شخصی مراجعه کرده را رد کنم.

آنها فقط تأثیرگذارند، به ندرت خودشان تصمیم میگیرند …

یک تصمیم استخدام معمولاً توسط مدیر استخدام گرفته می‌شود. نظرات شخص استخدام کننده معمولاً باید توسط رئیسش تأیید شود وگرنه او خود نمی‌تواند رأساً تصمیم بگیرد. او در بحث شرکت می‌کند و نظراتش و برداشت‌اش در تعامل با کاندیداها را مطرح می‌کند. همچنین موضوعات اساسی مانند محدوده حقوق و تحلیلهای بازار را مطرح می‌کند ولی هرگز تصمیم نمی‌گیرد.

خلاصه: در تمام فرآیند فقط به استخدام کننده تکیه نکنید. بفهمید که چه کس دیگری در فرآیند تصمیم‌گیری مهم است و با او نیز رابطه برقرار کنید. ایمیل‌های پیگیری بفرستید که نشان میدهد شما تحقیقات‌تان را انجام داده‌اید و به آنها بفهمانید که حاضرید به سوالات بیشتر پاسخ دهید. فقط مراقب باشید از حدش خارج نشوید. رفتارهای موزیانه مدیران استخدام را نیز عصبانی میکند.

… اما آنها مقدار عظیمی از اطلاعات داخلی شرکت دارند

استخدام کننده‌ها می‌دانند که مدیران استخدام از چه چیزی خوششان می‌آید، چه چیزی برایشان مهم تر است و چه استراتژی‌های مصاحبه‌ای موفق می‌شوند. لذا از آنها غفلت نکنید. واقعاً مهم است که استخدام کننده را در طرف خودتان داشته باشید و طرفدار شما باشد. شما می‌خواهید کار آنها را ساده‌تر کنید و برای آنها موفقیت ایجاد کنید. در عوض آنها نیز می‌توانند اطلاعات باارزش داخلی شرکت را با شما تسهیم کنند مثلاً اگر بپرسید: “از آنجایی که این هفته برای مصاحبه آماده می‌شوم، ممنون می‌شوم هرگونه راهنمایی مرا بکنید درباره اینکه چه چیزی برای مدیر استخدام مهم است. من واقعاً برای توصیه شما ارزش قائلم.” در بدترین پاسخی که می‌توانند بدهند در نهایت “نه” است.

خلاصه: یک رابطه قوی با استخدام کننده بخشی مهمی از قضیه است. بدانید که او سرش شلوغ است و ممکن است هزاران اولویت کاری داشته باشد (در حالی که کاری که شما می‌خواهید تنها اولویت فعلی شماست). به وقت آنها احترام بگذارید و به او کمک کنید که کمکتان کند. در عوض او ممکن است بتواند به شما کمک کند آماده شوید و وضعیت کاندیداتوری خود را نسبت به دیگرانی بهبود ببخشید که زحمت سوال کردن را به خود نداده‌اند. من به عنوان یک استخدام کننده احساس می‌کنم که کمتر قدر و ارزشم دانسته می‌شود. اینکه یک کاندیدا تشکر کند و اینکه تشخیص بدهد که من نقش مهمی در فرآیند ایفا می‌کنم بیشتر راه را برایش هموار می‌کند.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید