tw4

تفاوت‌های کارتیمی و کار گروهی

مجموعه‌ای از افراد را تصور کنید که برای انجام کار مشترکی در کنار هم قرار می‌گیرند. مسئولیت‌ها و وظایف، به طور کاملاً دقیق بین شان تقسیم شده است و هر کس عهده دار انجام کار مشخصی می شود. در بین اعضای این مجموعه، چیزی به نام مسئولیت هماهنگی وجود ندارد و هر کس به تنهایی، بدون توجه به ارتباط اش با دیگران و با حداقل تعامل، به وظایف خود عمل می کند. معدود تعاملاتی که در مجموعه انجام می شود نیز، به صورت فیزیکی و تنها بین اعضایی خواهد بود که مسئولیت هایشان، به طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط است. بنابراین، علی رغم اینکه کار، در نهایت، توسط مجموعه ای از افراد انجام خواهد شد، روح گروهی و تعاملات جمعی وجود ندارد. در واقع، چند نفر عضر مستقل، در کنار هم، کار مشترکی را انجام می دهند. شما یک گروه را تصور کرده اید.

حالا، مجموعه ای از افراد را تصور کنید که برای انجام کار مشترکی در کنار هم قرار می گیرند. مسئولیت ها به طور دقیق و خط کشی شده، بین شان تقسیم نشده و هر کس، علاوه بر مسئولیت های فردی، مسئولیت تیمی هم بر عهده دارد. یک نفر مسئول هماهنگی بین اعضا، اهداف و روند انجام کارها است. چرا که این موضوع، باعث بهتر شدن کیفیت انجام کار و بالا رفتن سطح بهره وری می شود. هیچ کس به تنهایی عمل نکرده و افراد مجموعه، کارها را در تعامل با یکدیگر انجام می دهند. این تعاملات، هم تعاملات اطلاعاتی و هم تعاملات فیزیکی را شامل می شود. در نهایت، کار توسط مجموعه افرادی انجام خواهد شد که بین شان به شدت، روح گروهی و تعاملات جمعی وجود داشته است. به بیان ساده تر، گویی چند فرد مستقل، در کنار هم، فرد واحد و بزرگی را به وجود آورده اند که بسیار کاراتر از تک تک شان عمل می کند. شما یک تیم را تصور کرده اید.

افراد گروه

افراد تیم

مستقل کار می کنند. وابستگی متقابل نسبت به هم دارند.
در هدفگذاری ها سهیم نبوده و ممکن است اهدافشان در تضاد با یکدیگر باشد. در هدفگذاری ها سهیم بوده و اهداف واحد دارند.
به آن ها گفته می شود دقیقاً چه کار کنند. در انجام کارها، ابتکار و آزادی عمل دارند.
بیان عقاید مخالف نوعی دشمنی محسوب می شود. به بیان عقاید و نظرات مخالف تشویق می شوند.
به طور جدی در تصمیمات گروه شرکت نمی کنند. در تصمیم گیری ها شرکت کرده و تلاش می کنند تا هویت و ماهیت تیم را کشف و آشکار کنند.
همرنگی با جماعت، مهم تر از دستیابی به نتایج مثبت است. به هم اعتماد و اطمینان داشته و ارتباطات شان باز و صادقانه است.
معمولاً دارای آرمان مشترک نبوده و ممکن است هریک با انگیزه و دلایل مختلفی به گروه پیوسته باشند. آرمان مشترک داشته، همه به آن اعتقاد دارند و نسبت به تیم احساس تعلق و تعهد می کنند.
حاصل کارشان، حاصل جمع کار تک تک افراد یا کمتر از آن است. خاصیت هم افزاییدر کارشان وجود دارد. به این معنی که حاصل کارشان، بیش از حاصل جمع کار تک تک شان است.

البته افراد تیم، از روز اول چنین ویژگی هایی را نخواهد داشت. این ویزگی ها در حین فعالیت های تیم و با تلاش زیاد، شکل خواهند گرفت.

 برای روشن شدن بیشتر موضوع، به مثال زیر توجه کنید:

در یک تیم فوتبال، مجموعه ای از افراد، با توانایی ها و استعداد های متفاوت فردی در کنار هم جمع می شوند. تعدادی روش های حمله را بلدند و تعدادی تکنیک های دفاعی را. افرادی ممکن است بتوانند ضربات سر قوی بزنند یا با پای چپ بازی کنند و فررد خاصی هم وجود دارد که معمولاً هیچ کدام از این مهارت ها را نداشته اما در عوض، می تواند از چارچوب دروازه محافظت کند.

همان طور که ملاحظه می کنید، تک تک این افراد تمام مهارت ها را ندارند، اما هنگامی که در قالب یک تیم در کنار هم قرار می گیرند، نقاط ضعف فردی یکدیگر را جبران کرده و خیلی کارا تر از زمانی که تنها باشند، بازی می کنند. در واقع این افراد با وجود تمام تفتوت هایی که با هم دارند، مکمل مهارت های یکدیگر شده و برای رسیدن به اهداف تیم، به طور هماهنگ عمل می کنند.

درست مانند انگشتان یک دست که هر کدام به تنهایی، کارایی کامل نداشته و نمی توانند عملکرد قابل قبولی داشته باشند، اما در کنار هم یک دست هماهنگ، کارا و قدرتمند را تشکیل می دهند. به این مفهوم، هم افزایی یا سینرژی گفته می شود.

هم افزایی یکی از مهم ترین وجوه تمایز تیم و گروه است. با وجود هم افزایی، حاصل جمع ۱ و ۱، به مراتب بیشتر از ۲ خواهد بود.

اما این هم افزایی، فقط در تیم های توانمند اتفاق می افتد. تیم هایی که به خوبی با مهارت های کار کردن در کنار هم آشنا باشند.

اگر افراد همین تیم فوتبال، شناخت درستی از قابلیت های یکدیگر نداشته باشند، برای هماهنگ شدن با هم تمرین کافی نکنند، بین شان درگیری و جار و جنجال وجود داشته باشد و در عین حال بخواهند به صورت تیمی بازی کنند، ممکن است نتیجه ی بد تری را نسبت به زمانی که به صورت فردی بازی می کنند، بدست بیاورند. در این حالت، تیمی کار کردن افراد نه تنها تاثیر مثبتی ندارد، بلکه در اصطلاح سینرژی منفی ایجاد می کند و از تمام ظرفیت ها و توانایی های فردی افراد نیز، استفاده نخواهد شد.

حالا تصور کنید بازیکنان، گروه فوتبال تشکیل دهند و بدون تعامل با هم بازی کنند! بدیهی است که حاصل، چیزی جز تکروی های بیهوده و نتایج خنده دار نخواهد بود.

 منبع : “کارآفرینی ، یک جرعه از بینهایت”، سید علیرضا فیض بخش