photo_2015-10-31_10-00-53

کارگاه تفکر خلاق

آقای دکتر محجوبی کارگاه تفکر خلاق را با بحث درباره‌ی مستند “بانوی گل سرخ” ساخته مجتبی میر تهماسب که به عنوان تکلیفی برای تفکر و پیامد آن مدل‌سازی در اختیار دانشجویان قرار گرفته بود، آغاز کردند. آقای دکتر محجوبی معتقدند که ساختار آموزشی ما برای تفکر نیست. ساختار آموزشی در مدرسه، در طول ۱۲ سال تحصیل دانش آموزان، ۶ سال اول را صرف آموزش چگونه حفظ کردن و ۶ سال دوم را صرف آموزش خلاصه کردن مطالب حفظ شده، می‌کند. بعدها در دانشگاه، دانشجویان آنالیز را می‌آموزند، ولی در هیچ مقطعی درسی با عنوان نحوه تفکر تدریس نمی‌گردد.

حفظ کردن توانایی فکر کردن را از ما گرفته و خلاقیت را از بین می‌برد. حفظ کردن مطالب از مهمترین عناصر شیوه‌ی تفکر رنسانسی است. این شیوه بر اساس تجزیه و تحلیل پدیده‌ها و علت یابی آنان است و روش این نوع تفکر، روش تفکر تجزیه‌ای، آنالیتیک، سیستمی و منسجم است.

در حدود ۶۰۰ سال پیش اتفاقی در اروپا می‌افتد که نه تنها ساختارهای اجتماعی، اقتصادی جهان آن روز که ساختارهای تفکری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. می توان ادعا کرد که تحول‌های عمده در تاریخ بشری زمانی اتفاق می‌افتد که ساختارهای نگرشی جامعه‌های انسانی تغییرهای بنیادی پیدا کند. به این صورت نوآوری در ساختارهای نگرشی را می‌توان مادر تمامی نوآوری‌ها در نظر گرفت.

رنسانس اروپایی قرن ۱۴ میلادی را می‌توان یکی از این تحول‌های عمده در ساختارهای نگرشی در نظر گرفت. این تحول نگرشی سبب شد که ساختارهای تجارت و قدرت در سطح جهان تغییر کند و مرکزهای تمدنی از آسیا به غرب اروپا منتقل شود. رنسانس اروپایی تحولات دیگری از جمله انقلاب علمی و انقلاب صنعتی را سبب شد، که تأثیر دراز مدت آن تا به امروز ادامه داشته است. سوال کلیدی که ما اینک با آن مواجهیم آن است که تحول دیگری قابل مقایسه با رنسانس اروپایی قرن، که آن را رنسانس نو می خوانیم، چه مشخصات عمده‌ای خواهد داشت و زمان احتمالی آن کی می‌تواند باشد.

 

روندهای موجود حکایت از آن دارد که تحولات پیش رو جوامع بشری، می‌تواند بخشی از رنسانس نو باشد و به این تعبیر رنسانس نو از بیش از یک دهه قبل شروع شده است. رنسانس نو ساختارهای نگرشی خاص خود را خواهد داشت که این ارائه به بررسی آنها خواهد پرداخت. مدل‌های مفهومی نقشی کلیدی در تکوین ساختار نگرشی رنسانس نو خواهد داشت.

به نظر می‌رسد که رنسانس نو از سال ۲۰۰۰ با ظهور کامپیوتر شخصی، اینترنت، و گوشی‌های هوشمند و غیره آغاز شده است. در رنسانس نو دانش (که هنوز خود پدیده‌ کاملاً شناخته شده نیست) مطرح است و نه علم. رنسانس نو، تغییر در طرز فکر است، و بر تفکر و مدل سازی استوار است.

در این شیوه مدل‌های مفهومی جایگزین حفظ کردن می‌شود و اگر بتوانیم پدیده‌های اطراف خود رامدل کنیم یاد می‌گیریم که چگونه فکر کنیم. دکتر محجوبی از عناصر دیگری چون استعاره و تمثیل در این شیوه تفکری نام بردند. ایشان تفکر بر مبنای مدل‌های مفهومی را چونان دوچرخه‌سواری دانستند که هر چند هر کسی می‌تواند آن را بیاموزد ولی هیچ پروتکل مشخصی برای یاد دادن آن نیست و تنها روش آموختن درگیر شدن با مسأله به صورت شخصی است.

سپس آقای دکتر محجوبی برای اینکه دانشجویان مدل‌سازی را آغاز کنند از آنها خواستند تا سعی کنند والدین خود را به صورت مدلی به روی کاغذ بیاورند. شرکت‌کنندگان به سختی به تمرین تن می‌دادند، چرا که با این کار آشنایی نداشته و اجرای آن را عملی نمی‌دانستند. پس صرف زمان و درگیر شدن با مساله هر کدام از شرکت‌کنندگان به نوعی مدل والدین خود را کشیدند.

در تمرین دوم باید دانشجویان تصور می‌کردند که کودکی هفت ساله هستند و با دانشی در همان حد، روشی برای اندازه گیری وزن فیل، به صورت نقاشی ارائه می دادند.

تمرین سوم، تمرینی بود به عنوان تکلیف در خانه. مدل کردن شعر باز آمدم مولوی به دو صورت استعاره‌ای و مدیریتی.

در پایان کلاس تصاویر و مدل‌هایی که بچه‌های کوچک از شعر مولوی کشیده بودند به کلاس ارائه شد و آقای دکتر نتیجه گرفتند که همه ما در کودکی بسیار خلاق بوده و توانایی مدل کردن را داریم. این توانایی در سیستم آموزشی به تدریج از بین رفته و جای خود را به استفاده از نوشته می‌دهد. برای خلاق بودن باید چون کودکان مدل کرد و مدلی اندیشید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید